نام: حسین بیدخ
تاریخ ولادت: 1342
تاریخ شهادت: 2/1/1361
محل شهادت: تپه چشمه
عملیات : فتح المبین (یا زهرا )
محل دفن: شهید آباد (دزفول)
كل نفس ذائقة الموت هر نفسی مزه مرگ را خواهد چشید.
آنان كه به هزاران دلیل زندگی میكنند نمیتوانند به یك دلیل بمیرند و آنان كه به یك دلیل زندگی میكنند با همان دلیل نیز میمیرند.
بعد از یك عمر گناه حال باید در آزمایش الهی آماده سفر مرگ بشوی، بعد از یك عمر معصیت حال باید افسوس یك عمر خطا را بخوری، بعد از یك عمر خنده حال باید نشست و بر یك عمر اشتباه رفتن و نفهمیدن گریست، دیگر جای خنده نیست آخر دلیلی بر خندیدن نیست، آخر در كجای دنیا انسانی كه بین بهشت و جهنم در رفت و آمد است خود را به خندیدن خوشحال میكند.
هر نفسی مزه ی مرگ را خواهد چشید، برای عده ای مرگ گلو بند زیبایی است بر گلوی دختران و برای عده ای مرگ خاری است در گلو كه هرگز پایین نمیرود. عجیب است حال انسانهایی كه میدانند میمیرند و میدانند در پای میز محاكمه به بند كشیده خواهند شد اما باز نشستهاند و دست بر روی دست، میخورند و میخوابند آسوده و بی خیال، چه عجیب است داستان آدمی كه می داند بعد از مرگ، او را باز خواست می كنند اما بی خیال از یك زندگی آسوده روز را به معصیت میگذراند و شب آسوده همراه شیفتگان رؤیاها به خواب میرود.
بعد از یك عمر حساب نكردن حال باید حساب پس داد، حاسِبوا قَبْلَ اَنْ تُحاسَبوا دیگر چارهای نیست جز گریه، گریه به حال خویش و گذشتههایی كه هرگز به عقب بر نمیگردد. گناهانی كه تا ابد وسیله شكنجه روح تو شده، دیگر هیچ چارهای نیست جز دعا كه خداوندا، با عدلت با من رفتار نكن كه جز آتش جهنم نصیبم نیست، با عفوت از من گذر كه بجز عفو تو امیدی نیست.
خدایا، گناهكارم، خطا از من است، میدانم همیشه مغلوب نفسم شدهام خدایا از من درگذر كه جز گذشت تو منزلگاه من جز دوزخ چیزی نیست. خدایا ای مهربانترین مهربانها، ای عزیزترین عزیزانم، ای زیباترین زیبا رویان در نزدم، ای پاكترین پاكان، ای نوید دهنده، ای برپا كننده،ای همیشه زنده، ای میراننده، ای سریع الرضا، ای كاشف البلاء، ای گذرنده، به هر نحو میخواهی بكشیم، بكشم. به هر گونه میخواهی ببریم، ببرم. اگر یك بار به مرگم راضی نیستی هر بار بكشم، زندهام كن باز بكشم، حاضرم، راضیم فقط یك چیز از تو میخواهم: ای عزیز از من بگذر، گناهانم را محو كن، آتش جهنم را یار من مكن.
خدایا، بار الها، معبودا، ایزدا، ای یار صالحان، ای دشمن كافران، ای همراه متقیان، ای عدو ظالمین، ای با مؤمنین یار و با مشركین خصم، جز به تو امید نیست ای خالق، ای حاكم، با عدلت با من حكم مكن.
ای همیشه زنده، زندگی آن دنیا را برایم در دوزخ مخواه، ای میراننده، مرگ مرا زندگی برای دیگران ساز، برای ملتم، دینم و امتم. برای آن سیاه دربند، برای آن سفید بی چیز، برای فقیر غمین، برای آنان كه جز اشك سلاحی ندارند و جز ذكر تو دوایی.
برادرم، خواهرم، مادرم، ای پرورش دهنده روحم، پدرم ما را فراری از مرگ نیست و با مردن نیز فراری از حكم خدا نیست، خوشا بحال آنان كه جز راه خدا راهی ندارند و جز ذكر خدا یادی ندارند. پدرم، مادرم، برادرم و خواهرم از اینان باشید. به لحظه مرگ زندگی جز افسوس چیزی نیست خویشتن را بیابید. به لحظه وداع گناهان معذب روح اند، زندگی را دریابید به هنگام مردن از مرگ فراری نیست، خدایی زندگی كنید چنان باشید كه به قول امام علی(ع): برای هر لحظه مردن آماده باشید.
دوربین فیلم برداری خدا را كه هیچگاه ندیدم، حالا دیدم گویی فرشتگان مأمور در حال گرفتن فیلم از مایند. برادرم چنان زندگی كن كه همیشه دوربین خدا را در حال گرفتن فیلم از خود ببینی.
زیاد مخواب كه فردا باید سالها در زیر خاك بخوابی، زیاد مخور كه برای خوردن وقت هاست، زیاد مخند كه دلیلی بر خندیدن نیست، به هر كجا می روی بدان سرانجام دیدار آن دنیاست.
مرگ را همیشه ببین، با گذشت باش كه خدا نیز از تو بگذرد، پدرم، مادرم اگر در نزدتان عزیز نبودم و وجودم برایتان جز رنج هدیه ای نبود خوشحال باشید كه رفتم و اگر در نزدتان عزیز و گرامی بودم بدانید كه خدا سفارش فرموده است از آنچه دوست دارید انفاق كنید. مرا انفاق در راه خدا فرض كنید، بهترین انفاقتان.
خواهرم حجاب تو سنگری است آغشته به خون من، می دانم بالاتر از آنی كه سفارش به پوشش و حجاب تو را كنم ولی بدان تفنگی كه در دست من است چادری است كه بر سر توست اگر میل به حفظ سلاحم داری چادرت را سلاحم بدان.
برادرم زندگی چند صباحی بیش نیست، نیامده می گذرد، آنچنان سریع میگذرد كه رود به دریا می پیوندد. چنان زندگی كن كه فردا برای رفتنت وحشتی نداشته باشی.
برادر، كوچكتر از آنم كه به تو چیزی یاد دهم اما میخواهم بگویم داستان قیامت داستان حقیقی است اگر نمیدانی سعی كن بدانی و اگر میدانی سعی كن ببینی و اگر میبینی سعی كن عمل كنی، فردا دفترچه ی اعمالت را جلویت باز میكنند و تو چیزی نداری، جوابی نداری جز یك كار، افسوس، افسوس، افسوس بر عمری كه گذشت. در كودكی بازی، در جوانی مستی، در پیری سستی، پس كی خدا پرستی؟
برادرم می خواهم با زبان عاجزم و با قلم ناتوانم برایت سفارش كنم، وصیتی نمایم، پیامی دهم، می خواهم بگویم برادر، روحانیتی كه اكنون پرچمدار این انقلاب است، پیشرو این اسلام است, حفظش كن. هر چه به تو گفته اند دروغ است. به خدا آنها را دیده ام بر منبرها و در سنگرها, با زبانشان و با سلاحشان, دیده ام در جبهه ها, جایی كه ما را توان و شهامت رفتن نبود آنها رفته اند، به آنها احترام بگذار، البته نه آنهایی كه از روحانیت تنها چیزی كه دارند عبا و عمامهای است.
برادر امام را تنها نگذارید كه فردا باید به غم این اشتباه افسوسها بخورید. فقط این را بدانید كه اگر او نبود ما هنوز می بایست سر صف سینماها به سر و كول هم بزنیم، در سالن های قمار به دعوا بپردازیم، حس حقارت و كوچكی ما را عذاب دهد.
بخدا من او را افتخار دینم و ملتم میدانم و باعث افتخار خودم. با جانم با ذره ذره ی وجودم در خوابم، در زندگی ام، در شلیكم، در نمازم، به هنگام نیازم، به هر زمان، در هر كجا با هر زبان او را دعا میكنم، تو نیز او را دعا كن. اگر او نبود هنوز ما میبایست ذلت پذیرش ظلم را به خاطر مصلحتی پوچ بپذیریم، اگر او نبود ما از مسلمان بودن خویش هیچ نداشتیم جز نمازی كه نماز نبود و جز روزه ای كه جز گرسنه بودن فایدهای در بر نداشت.
نمیدانم تو او را چه میدانی، من او را مسلمانی مجاهد، مجاهدی مؤمن، مؤمنی عابد، عابدی سركش، سركشی متواضع، متواضعی پیروز، پیروزی ساكت، ساكتی خروشان و خروشانی ساكت میدانم. او را دعا میكنم تو نیز او را دعا كن.
برادر، وكیلت میكنم از جانب خودم تا بعد از مرگم و شهادتم راهم را ادامه دهی.
آمریكا را همیشه دشمن بدار، سعی كن همیشه بمبی باشی تا هر كجا خواستی ضامن آن را بكشی و هزاران كثیف را از زندگی كه برای آنها چیزی جز نفس كشیدن نیست راحت كنی.
برادر، خون شهدا را همیشه عزیز دار «پیمان مقدس ما خون من است.»
از یادم مبر كه محتاج بیاد توام، برادر هر شب جمعه بر سر قبرم، منزلگاه ابدیم حاضر شو برایم دعا كن كه خدا از من بگذرد.
از كسی كینهای ندارم جز دشمنان خدا، آمریكا، شوروی و ابرقدرتهایی كه حاضرند هزاران نفر بمیرند تا خود بر مسندی كه مسند نیست تكیه زنند. به همه مهر میورزم جز دشمنان دینم، ملتم، مذهبم، مكتبم و راهم.
برادر اگر امانتی نزدم داری از خانوادهام بگیر یا در راه خدا گذر كن. هر امانتی نزدت دارم یا در راه خدا برایم انفاق كن و یا به تو بخشیده میشود. همه را به خدا میسپارم، از همه شما طلب عفو و گذشت دارم.
خدایا به حال كسی كه جز اشك سلاحی ندارد و جز یاد تو دوایی, رحم كن كه محتاج یك راحمم.
حسین بیدخ ـ پادگان دو كوهه

